
سلام
این داستان مصور تقدیم میشه به ساحت امام حسین علیه السلام
(قابل توجه برخی عزیزان: داستان مصور از راست به چپ و از بالا به پایین خونده میشه)
کلمات کلیدی: امام حسین, داستان مصور, داستان شگف انگیز, داستان کوتاه, سید علیرضا مهدوی زاده
این کاریکاتور جوابی کوتاه است به اقدام کثیف و بیهوده پیروان شیطان:

کلمات کلیدی: صهیونیسم, اسرائیل, آمریکا, توهین به حضرت محمد, فیلم موهن

عوامل فيلم شكارچي شنبه
شكارچي شنبه (1388 /ايران)
كارگردان: پرويز شيخ طادي
تهيه كننده: مجيد اسماعيلي
فيلمنامه نويس: پرويز شيخ طادي
بازيگران: علي نصيريان – اميريل ارجمند – دارين خمسه – آرسينه سوكياسيان – مهدي فقيه – سيلوا آندرانسيان
مدت: 90دقيقه
صدابردار: خسرو كيوان مهر
صداگذار: آرش اسحاقي
طراح صحنه و لباس: بابك پناهي
چهره پرداز: سودابه خسروي
جلوه هاي ويژه : جواد شريفي راد
فيلمبردار: حسين ملكي
تدوينگر: پرويز شيخ طادي
موسيقي: هادي آرزم
مدير توليد: مجتبي اميني/
شكارچي شنبه و طالبانيسم يهود
خلاصه فیلم :در يك بندرگاه اسرائيل، زني يهودي كه پس از مرگ همسرش، با يك مرد مسيحي ازدواج كرده است، كودك 8-7ساله خود را درپي اقدامات حقوقي و اصرارهاي زياد پدربزرگش براي مدت كوتاهي به وي مي سپارد. پدربزرگ كودك كه يكي از سران جريان فكري صهيونيسم است در جواب نگرانيهاي مادر، وعده مي دهد كه او يك ماه بيشتر اينجا نمي ماند و پس از آن، كودك با اراده خود هركجا كه خواست بماند.
فيلم «شكارچي شنبه» هفتمين ساخته «پرويز شيخ طادي» ماجراي استحاله فكري و ذهني اين كودك و حركت از فطرت پاك انساني تا تبديل شدن به موجودي خشن و خطرناك و خونريز است.
منبع: آوینی فیلم
لینکهای مرتبط :
سینماهای نمایشدهنده «شکارچی شنبه»
مشروح نشست نقد و بررسي فيلم «شكارچي شنبه»
شيخ طادي:نمي دانم چرا آقايان از مستقيم گويي "شكارچي شنبه" ناراحت شده اند!؟
بازیگر نقش اول این فیلم برای همیشه از دیدن پسرش محروم شد!
مواضع شدید شبکه های صهیونیستی در برابر شکارچی شنبه
نظرات خواندنی دانشجویان درباره "شکارچی شنبه"
استقبال دانشجویان از فیلم ضد صهیونیستی ((شکارچی شنبه))
يكي بود يكي نبود. غير از خداي مهربون انواع جك و جونور و اقسام مختلف نباتات و موجودات تك سلولي و پرسلولي بودند كه يكي از اونها آقا كامران بود. اين آقا كامران يك جوان منحرف، يا به قول اونور آبيها، روشنفكر بود كه روشنفكرياش از تمام منافذ پوستياش بيرون ميزد! كلاً اعتقادي به پوشش نداشت و از اين حيث شباهت عجيبي به همنوعان هيپي خودش داشت! تنها پوشش ايشون يك كراوات سبز بود و يك كلاه آرماني، كه بدون اونها ابراز وجود نميكرد. محافل انس و كسب فيض ايشون هم پارتيهاي شبانهروزي [!] بود.

آقا كامران ما، در 8 سال دولت اصلاحات، حسابي دم در آورده بود و جفتك ميانداخت. تا اينكه ...
باقی داستان در ادامهی مطلب ...
ادامه مطلب...
آهاي كورها! آهاي كرها! نميدانم ميفهميد يا نه. ولي بدانيد كه رشد اسلام با كار نفرتانگيز شما متوقّف نميشود. بلكه استحكام آن در دلهاي مسلمانان بيشتر ميشود. قرآن در دل ماست! آن را چگونه ميسوزانيد؟
پوستر زير جوابيست به بيچارگاني كه وحشيگري خود را علناً بيان ميكنند:

براي مشاهدهي طرح بالا در قطع و اندازهي كامل، روي آن كليك كنيد
سلام به تو!
آره با تو هستم؛ با تو كه مشغول خوندن هستي! تو كه به مهموني خدا دعوت شدي؛ به ضيافت ا... ، به رمضان مبارك. مخصوصاً كه مهمون اين شبهاي عزيز شدي: شبهاي قدر.
راستي چرااين شبها به شبهاي قدر معروف شدن؟ چرا اين اسم رو اختصاص به سه شب دادن؟
رمضان رو ميشه فرصتي طلايي براي بندگان دونست تا بتونن خودِ گمشدهي درونشونو پيدا كنن. اصلاً بذار سادهتر بگم! ما آدما داراي دو بُعديم: روح و جسم. روح ما از نَفَخْتُ مِن روحيِ خداست. يعني از روحي قدسي خالق زيباييهاست. و اين روح چند سالي مهمون كالبدي به نام جسمه.
امّا ما نميدونيم كه بيشتر تحت تأثير جسممونيم يا روحمون. بايد بگم كه از حالات و احساساتمون گرفته تا انجام اعمال مادّي روزانه همگي تحت تأثير روحمون هستن. روح ما پاكيزه بود و طيِّب؛ امّا اكثر ما آدما اين روح عرشي رو فرشي كرديم. روح زيباي ما حالا چهرهي بدي پيدا كرده. قلب ما سياه شده و كولهباري از گناه روي دوشمونه. رابطهمون با معبود به حدّاقل رسيده و دنيا ما رو به بازي گرفته. ما كجا هستيم؟ چه ميكنيم؟ مگر اين توفيق نصيب ما نشد كه شبهاي قدر رو درك كنيم؟ اصلاً شب قدر براي تغيير كردنه! شب تقديرهاست!
درسته كه زندگيمونو به شيوهي خوبي اداره نكرديم؛ امّا ميتونيم تصميم بگيريم؛ با خدامون عهد ببنديم تا توي راه تحوّل قدم بذاريم.
خدايا! ما ميخوايم به خواستههامون رنگ و بوي الهي بديم.
خدايا! ميخوايم نزديك بودنت رو - كه از رگ گردن به ما نزديكتري - درك كنيم.
خداي من! معبود بيهمتا! ياريمون كن كه اين شبها رو بهتر از هميشه درك كنيم.
خدا جون! دوستت داريم!
سلامي بر دوستداران حق! سلامي بر عاشقان عدل! سلامي بر منتظران حضرت مهدي (عج)!
نزديك است زمان ظهور. زمان برپايي عدل و حكومت حق. و زماني كه منافق سرافكنده گردد.
زماني كه دريابد كه عمرش را بيهوده تلف كرده است.
( براي مشاهدهي كار در اندازهي اصلي بر روي آن كليك كنيد)
التماس دعا
منتظر انتقادهاي سازندهتان هستم.
سلام به دوستان عزيز. ضمن عرض تبريك به مناسبت فرا رسيدن ماه مبارك رمضان و به مناسبت گشوده شدن درهاي رحمت، دو پوستر مقابل را به شما تقديم ميكنم.
(براي مشاهدهي اندازهي اصلي، روي پوستر كليك كنيد)
پوستر اوّل، پوستر تبريك است و پوستر دوم حاوي دعاي يا علي و يا عظيم است كه معمولاً بعد از هر نماز در اين ماه پربركت خوانده ميشود.
شرط استفاده از اين دو پوستر دعا در تعجيل ظهور امام زمان (عج) است.
لطفاً كوتاهي نفرماييد!
من را هم از دعاي پرخيرتان بينصيب نگذاريد.
منتظر پيشنهاد و انتقادتان هستم.
به اميد آنكه از لحظهلحظهي اين ماه بهره ببريم.
يا علي

آیة الله شيخ كبير يكي از ستارگان درخشان جهان تشيّع و حكيمي فرزانه و عالمي نامدار بود. پدرش مرحوم «ملّاصفر علي» از فلاسفه بزرگ و مشهور قزوين بود. وي در حدود سال 1240 ه.ق در قزوين به دنيا آمد دركودكي در تعاليم پدرش با مكتب اهل بيت آشنا شد و پس از تحصيلات مقدماتي در قزوين، سطوح عالي فقه و اصول را از عالمان برجسته شيخ محمد صالح برغاني حائري و برادرش شهيد برغاني آموخت و فلسفه و عرفان را نزد پدرش. سپس راهي عراق شد و در شهر مقدس كربلا سكني گزيد. وي در مدّت اقامتش در عراق در حوزههاي علمي كربلا و نجف در محافل علمي شخصيتهاي بزرگ شيعه مانند: آيات عظام محمد تقي غروي اصفهاني، شيخ محمد حسن نجفي صاحب جواهر، فاضل اردكاني، سيد محمد باقر شفتي و شيخ حسن برغاني حائري بهرههاي بسيار برد و در رشته هاي مختلف علوم اسلامي، مانند: فقه، اصول، رجال، كلام و تفسير به درجه اجتهاد رسيد و در رديف فقهاي طراز اول قرار گرفت. بسياري از علما، مانند: آيت الله العظمي مرعشي نجفي از ايشان اجازهنامه دريافت كردند. مرحوم مرعشي، به ايشان و اين مسجد ارادت مي ورزيد و در زمان حيات خود كتابهايي هم به مسجد مقدس محدثين بابل اهدا كرد. علامه سيد محسن امين در اعيان الشيعه مينويسد: شيخ محمد حسن بارفروشي، معروف به شيخ كبير - كه از سالخوردگان علماي معاصر و از شاگردان صاحب جواهر و داراي اجازه از ايشان ميباشد - عالمي فاضل، فقيهي اصولي، محدّثي رجالي و اديب است. رساله عمليه او به نام «صراط النجات» در اختيار مقلّدين ايشان بود. وي پس از هجرت به بابل، مرجعيت و زعامت منطقه سرسبز مازندران به ويژه بابل را بر عهده داشت و علاوه بر حلّ مشكلات ديني و اجتماعي مردم به تدريس و تربيت طلاب ديني پرداخت و شاگردان زيادي را پرورش داد.
در تاريخ آمده است كه ناصرالدينشاه در سفرش به بابل به محضر وي شرفياب شد و عرض ادب نمود. وي امامت جماعت مسجد جامع بابل را پس از ملاي اشرفي و فرزندش و موقوفات اين شهر را بر عهده گرفت. در واپسين روزهاي زندگي اش بينايي خود را از دست داد و نگينهاي انگشتري خود را در حضور علماي شهر از بين برد تا كسي از آنها سوء استفاده نكند.
تأليفات وي عبارتند از:
1- نتيجة المقال في علم الدرايه و الرجال.
2- حاشيه بر كتاب فرائد الاصول شيخ مرتضي انصاري.
3 - سراج الاُمّة، شرح مفصل برلمعه شهيد اول .
4-حديقه العارفين در اخلاق. 5 - حديقه الشيعه في الاخلاق.
6- تتميم الدره في صلاه الجمعه .
7- حاشيه بر شرح تصريف ملا سعد الدّين تفتازاني.
8- شرحي بر شرح تصريف تفتازاني.
9- صراط النجاه كه رساله عمليه وي بود.
وي پس عمري با بركت و سرشار از خدمت و معنويت كه بيش از يك قرن بود، درماه شوال 1345 ه.ق از دار دنيا رفت و پيكر مطهرش با شكوه خاصي از اقشار مختلف مردم تشييع و درمسجد مقدس محدّثين، بنا بر وصيتش، دفن گرديد. ايشان عنوان كرده بودند كه قبر مرا بلندتر از عالم ربّاني ملانصيرا نسازيد.
روح بلندشان شاد و يادشان گرامي.
پوستر زیر را تقدیم می کنم به همه ی دوستداران حضرت صاحب الزمان (عج)؛ به مناسبت ولادت پرسعادت ايشان.
برای مشاهده ی اندازه ی اصلی به ادامه ی مطلب بروید.
ادامه مطلب...
سلامی دوباره به دوستان عزیز. دیروز، ۲۶/۴/۱۳۸۹، از سرزمين وحی برگشتم.
می گن اولین باری که خانه ی کعبه رو می بینی سه تا حاجتت به سال نرسیده اجابت می شه.
و من در اولين ديدار سه حاجت رو از ذهن گذروندم:
تعجيل در ظهور امام زمان (عج)
سعادت دنیا و آخرت برای خودم
و برآورده شدن حاجات همهی دوستانی که سفارش دعا کرده بودند.
از نظرات همه ی دوستان ممنونم. شرمنده ام کردید.
این هم شعری که هنگام وداع با مکه سرودم:
الوداع ای عاشقان را آشنا الوداع ای وادی سعی صفا
ای طنین افتاده در سرتاسرت با نزول آیه در غار حرا
از علی و حمزه و عباس گو ای تو جولان گاه شیران خدا
ایزدا توفیق ده باری دگر آیم اندر درگهت پیش از فنا
سلام دوستان.
شاید این آخرین سلامم باشه!
قراره به امید خدا ۱۴ تیر برم مکه؛ زیارت خانهی خدا.
برای همهتون دعا میکنم انشاءالله. فقط ...
فقط شما رو به خدا حلالم کنید. اگه کوتاهی یا ناسازگاری از من دیدید حلالم کنید ...
لطفاً توی نظرات بگین تا خیالم راحت بشه. خیلی برام مهمه.
راستی طرح زیر رو هم تقدیم میکنم به همهی مسلمونا؛ بدون استثنا!

خواهر من؛ مادر من! اين حجاب رو رعايت كن! تو كه اهل بيتو دوست داری؛ تو که نمازتو می خونی؛ تو كه روزه میگيری؛ تو که واجباتو رعایت می کنی؛ چرا این کار واجب رو انجام نمی دی؟ چرا آرایش میکنی و زیباییتو برای یه عده بوالهوس حروم می کنی؟ اگه برای خودت احترام قائل نیستی اقلاً به حرف پیامبر احترام بذار. فکر نکن با این کار فقط به پاکی و شرافت خودت لطمه می زنی. با این کارت آبروی اسلام رو می بری. یا بهتر بگم آبروی شیعه. تو مثل هیزمی می شی که دشمنان اسلام برای اهدافشون می سوزوننت! باور نداری؟ رو عکس پایین کلیک کن!

(برای بزرگتر شدن کلیک کنید)
بازم می گم. توی رفتارت صرف نظر کن. نذار اتفاقی که برای آندلس (اسپانیا) افتاد برای ایران هم بیافته. مثلاً ما ایرانیا از قبل از اسلام هم آدمای پوشیده و باحیایی بودیم ها!
اگه نظری دارین حتماً بگین. یا علی





